اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

511

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

يوسف كه آنجا بود با سپاه بجنگ وى شتافت و محمد بن عمرو با سيصد يا چهارصد نفر از خوارج بود ، پس به طرف سنجار رفت و سپس بناحيه موصل هزيمت يافت و ابو سعيد وى را تعقيب كرده اسير نمود و او را سوار بر گاوى داخل نصيبين كرد و نزد واثق . . . فرستاد و به او نوشت كه كشتنش سزاوار نيست چه مادامى كه زنده است هرگز خارجيى خروج نخواهد كرد ، و در ايام واثق پيوسته بزندان بود . واثق مالهاى بسيارى در مكه و مدينه و ديگر شهرها بر هاشميان و ساير قريش و همه مردم بخش كرد و در ميان مردم بغداد بر اهل خانواده ها و بر عموم مردم تقسيمات بسيارى يكى پس از ديگرى نمود و آتشسوزى در بغداد بسيار شد و بر جمعى از بازرگانان مالهاى بسيارى تقسيم كرد و براى جماعتى ( خانه ) ساخت و ده يكى را كه از هر كه وارد درياى چين شود گرفته مىشد ، بخشيد . چيره بر واثق احمد بن ابى دؤاد بود و محمد بن عبد الملك و عمر بن فرج رخجى ، و رئيس پليس او اسحاق بن ابراهيم ، و فرمانده نگهبانان او اسحاق بن يحيى بن سليمان بن يحيى بن معاذ . واثق بيمار شد و بيمارى او به سختى كشيد تا آنكه براى او چاله اى مانند تنور در زمين كنده شد و با هيزم گز گرم گرديد و چندين بار در آن نهاده شد ، و در بيمارى خود مىگفت : آرزو مىكنم كه از لغزش مىگذشتم و بار برى بودم كه روى سرم بار مىكشيدم . و چون بيعت پسرش به او پيشنهاد شد گفت : خدا مرا نبيند كه زنده و مرده آن را به عهده گيرم . واثق از كاخهاى معتصم منتقل شده و براى خود در كنار دجله كاخى بنام « هارونى » ساخته و براى آن دو سكو يكى غربى و ديگرى شرقى قرار داده بود ، و مرگ او روز چهارشنبه شش روز مانده از ذى الحجة سال 232 روى داد ، و سن او در آن موقع 34 سال ، و خلافتش پنج سال و نه ماه و سيزده روز بود ، و شش پسر بجاى گذاشت : محمد ، على ، عبد الله ، ابراهيم ، احمد و محمد اصغر .